زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه
 

اخلاق تربیتی





مسأله تربیت اخلاقی در قرآن کریم مورد توجّه و عنایت خاصّی است و اصولاً نگرش قرآن به مقوله اخلاق چنان است که عناصر لازم برای تربیت اخلاقی را در متن خود‌دارد.


۱ - کافی نبودن معرفت اخلاقی برای تربیت



ایده سقراطی، کافی بودن علم و معرفت اخلاقی برای انگیزش آدمی، مورد قبول قرآن کریم نیست؛ زیرا این امکان که انسان به رغم آگاهی خود، گرفتار سوء اخلاق، و به جای عمل به دانسته‌هایش بر مرکب هوا و هوس سوار شود، پذیرفته شده است: «پس آیا دیدی کسی را که هوس خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را با‌وجود علمی که به الوهیت خدا داشت و از آن پیروی نمی‌کردگمراه گردانیده و بر گوش‌و‌دلش مهر زده و بر دیده‌اش پرده نهاده است».

۲ - بعضی از علل انحراف انسان



از‌دیدگاه قرآن، انحراف انسان از جاده صواب به‌رغم آگاهی از آن، تابع میزان اثرپذیری نفس از اغوای شیطان است. این واقعیّت اساسی در قرآن است که موجودی به نام شیطان بر سر راه هدایت انسان‌ها کمین کرده، قصد گمراه ساختن آنان را دارد.
همین نقش اغواگری شیطان در آغاز زندگی انسان، سبب سقوط آدمی شد: «فَاَزلَّهُمَا الشَّیطـنُ عَنها فَاَخرَجَهُما مِمّا کانا فِیهِ و قُلنَا اهْبِطوا بَعضُکُم لِبَعض عَدُوّ».
این‌که برای وجود شیطان در نظام احسن جهان چه توجیه فلسفی می‌توان داشت، به‌صورت مسأله‌ای فلسفی باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد؛ امّا از جهت دینی هرگز نمی‌توان در واقعیّت شیطان و نقش اغواگرانه او در زندگی انسان تردیدی داشت.

۲.۱ - موانع عدم اثر پذیری وسوسه شیطانی


وسوسه‌های شیطان در دل‌هایی که ایمان و توکّل بر خدا [[]] وند در آن جای گرفته است، کارساز نیست: «اِنَّه لَیسَ لَه سُلطـنٌ عَلَی الَّذینَ ءَامَنوا و عَلی رَبِّهِم یَتَوَکَّلون»، و فقط در نفس و روحی که از پیش، زمینه‌های اغوا را دارد و برده و بنده شیطان است و در دام شرک افتاده، کارساز است: «اِنَّما سُلطـنُهُ عَلَی الَّذینَ یَتَوَلَّونَهُ والَّذین هُم بِهِ مُشرِکون».
[۷] اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۲۳۰‌ـ‌۲۳۶.


۲.۲ - طرق تربیت اخلاقی قرآن


یکی از اصول راه‌بردی قرآن کریم در تربیت اخلاقی، استفاده از روحیّه الگوپذیری انسان است. آیات بسیاری به تصویرپردازی انسان‌های خوب مانند حضرت یوسف(علیه السلام) و انسان‌های بد مانند قارون پرداخته‌اند تا از این طریق، حیات اخلاقی مثبت و منفی رابه‌صورت محسوس در اختیار مخاطب قرار دهند.
گاهی تصویرپردازی از شخصیّت مورد نظر چنان با جزئیّات صورت می‌گیرد که آدمی را از ظرافت‌های تصمیم‌گیری اخلاقی آگاه می‌سازد؛ برای مثال، درباره حالات و اعمال یوسف(علیه السلام) در مواجهه با دعوت زلیخا برای کام‌گیری جنسی، آیات قرآن به تفصیل مسأله را توضیح می‌دهند تا مخاطب جوان قرآن هم بتواند آموخته‌های تجریدی اخلاقی را در متن زندگی تحقّق بخشد.
یکی از شیوه‌های تربیتی قرآن، ربط دادن ارزش‌های اخلاقی با تمایلات اساسی انسان است؛ به‌طور مثال، با بیان این‌که انجام عمل صالح سبب خوشی ابدی انسان می‌شود، می‌کوشد تا عواطف انسان را در خدمت تشخیص عقلی قرار‌دهد.
قرآن با بیان این‌که بی‌تردید شکیبایان، پاداش بی‌شمار آخرتی خواهند گرفتو آیات بسیاری با این مضمون که انجام عملی خاصّ، مایه پاداش آخرتی است، یا برعکس سبب کیفر سخت و ورود به جهنّم می‌شود این هدف را تعقیب می‌کند.
علاّمه طباطبایی، این شیوه را مشترک در همه ادیان ابراهیمی می‌داند؛ ولی معتقد است: در قرآن کریم، شیوه دیگری برای تربیت اخلاقی وجود دارد که از امتیازات آن است و آن این‌که تمایلات آدمی نیز در سایه شناخت جمال و جلال خداوند، چنان رنگ خدایی بگیرد که اصولاً به استفاده از عناصر تشویق و تنبیه حتّی آخرتی نیازی نباشد.
امام‌ خمینی برای تربیت صحیح، اصول و مبانی‌ای قائل است که این اصول و مبانی به ‌منزله ابزاری هستند که با استفاده از آنها می‌توان وظایف تربیتی را به‌صورت کامل تحقق‌ بخشید این اصول عبارت‌اند از:
۱- خدامحوری: به اعتقاد امام‌ خمینی شناخت خدا و قرب به او پایه نظام تعریف و تربیت دینی است، براین‌اساس تربیت باید دارای جهت الهی باشد. بنابر تنها تربیت دینی که بر اساس معنویات و فضایل روحی بنا شده و نگاه عمیق و گسترده‌ای به زندگی انسان دارد، می‌تواند سازنده و نجات‌بخش انسان باشد؛ اما تربیت غیردینی و مادی نمی‌تواند تربیت درست و جامعی برای انسان باشد.
[۱۱] خمینی، روح‌الله، کشف الاسرار، ص۳۷، تهران، بی‌تا.

۲- اختیار و تربیت‌پذیری انسان: امام‌ خمینی انسان را موجودی قابل اصلاح و تربیت می‌داند و معتقد است انسان قابلیت تربیت را دارد درصورتی‌که تحت نظارت و آموزش افراد آگاه و مهذب قرار گیرد، بی‌تردید راه اصلاح و صواب را پیش خواهد گرفت و اگر به تربیت و پرورش روحی انسان توجه نشود راه ناصواب و فساد را پیش خواهد گرفت.
۳- اعتدال: یکی از اصول تربیتی امام خمینی، اجتناب از افراط‌وتفریط و اعتدال در امور است، وی تاکید کرده، لازم است در تربیت نفس، با آن مدارا کرد و بیشتر از طاقت آن بر او تحمیل نکرد، به‌ویژه برای جوانان این امر مهم است و سخت‌گیری گاهی سبب می‌شود نفس، عنان‌گسیخته شود و دیگر راه نجات و رستگاری را رها کند.
۴- عقلانی و فطری: امام خمینی معتقد است تربیت در اسلام بر پایه فطرت و عقلانیت استوار است؛ ازاین‌رو تربیت شکوفا کردن فطرت آدمی است.
[۱۶] خمینی، روح‌الله، دانشنامه امام خمینی، ج۳، ص۳۰۴، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰.


۳ - پانویس


 
۱. المیزان، ج‌۱۸، ص‌۱۷۲.    
۲. جاثیه/سوره۴۵، آیه۲۳.    
۳. اسراء/سوره۱۷، آیه۵۳.    
۴. بقره/سوره۲، آیه۳۶.    
۵. نحل/سوره۱۶، آیه۹۹.    
۶. نحل/سوره۱۶، آیه۱۰۰.    
۷. اخلاق در قرآن، ج‌۱، ص‌۲۳۰‌ـ‌۲۳۶.
۸. زمر/سوره۳۹، آیه۱۰.    
۹. المیزان، ج‌۱، ص‌۳۵۵‌‌۳۶۰.    
۱۰. خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج۱۳، ص۴۵۰، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹.    
۱۱. خمینی، روح‌الله، کشف الاسرار، ص۳۷، تهران، بی‌تا.
۱۲. خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج۱۴، ص۳۳، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۹.    
۱۳. خمینی، روح‌الله، شرح چهل حدیث، ص۳۷۹، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸.    
۱۴. خمینی، روح‌الله، آداب الصلاة، ص۴۴، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸.    
۱۵. خمینی، روح‌الله، آداب الصلاة، ص۲۵، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۸.    
۱۶. خمینی، روح‌الله، دانشنامه امام خمینی، ج۳، ص۳۰۴، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰.


۴ - منبع



دانشنامه موضوعی قرآن    
• دانشنامه امام خمینی، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۴۰۰ شمسی.






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.